على رفيعى

112

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

زمين گمارد . وى دو تن از دختران يزدگرد را نزد حضرت فرستاد . امام عليه السلام يكى از آن دو را كه « شاه زنان » نام داشت به فرزندش امام حسين عليه السلام و ديگرى را به محمد بن ابىبكر بخشيد . « 1 » امام سجّاد عليه السلام انسانى كامل و برگزيده حق و در همهء جهات اخلاقى ، عبادى و علمى به اوج كمال رسيده و نمونه مجسّم قرآن كريم و رسول امين صلى الله عليه و آله بود . در دوران سپاه حكومت اموى كه ارزشهاى انسانى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد ، ساده زيستى ، تواضع ، نوع دوستى و رعيّت پرورى از زمامداران خود به‌عنوان خليفهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، شاهد دنياطلبى ، اشرافيّت ، تجمل‌گرايى ، خودمحورى و ظلم و ستمگرى آنان بودند ، آن امام همام چون خورشيدى فروزنده درخشيد و وجودش مجمع همه فضائل و ارزشهاى فراموش شده گشت ؛ چندان كه دوست و دشمن را به تحسين واداشت . جاحظ از دانشمندان بزرگ اهل سنّت در قرن سوّم هجرى در وصف آن حضرت مىنويسد : اما على بن حسين ، درباره او نظر خارجى را چون شيعه ، شيعه را چون معتزلى ، معتزلى را چون عامى و عامى را چون خاص ديدم و كسى را نديدم كه در فضيلت او و يا در مقدّم بودنش بر ديگران شك داشته باشد . « 2 » محمد بن طلحه شافعى درباره امام مىنويسد : او ، زينت عبادت كنندگان ، پيشواى زاهدان ، سرور پرهيزكاران و امام مؤمنان است . سيره‌اش گواه آن است كه وى فرزند صالح رسول خدا صلى الله عليه و آله و سيمايش بيانگر قرب او نزد پروردگار است . . . . « 3 » فزونى عبادت و نيايش امام چهارم در پيشگاه خداوند به حدى بود كه آن حضرت سرور و زينت‌بخش عبادت‌كنندگان ( سيّدالعابدين ، زين‌العابدين ) و بسيار سجده كننده ( سجّاد ) لقب يافت . وى در پيشگاه حق به قدرى پيشانى بر خاك مىساييد كه مواضع

--> ( 1 ) - ر . ك : اعلام‌الورى ، ص 256 و ارشاد ، ص 253 . ( 2 ) - عمدةالمطالب ، ص 160 . ( 3 ) - مطالب السؤول ، ص 77 .